السيد الخميني

169

ديوان امام ( فارسى )

وادى ايمن من در اين باديه صاحب‌نظرى مىجويم * راه گُم كرده‌ام و راهبرى مىجويم از وَرق پارهء عرفان خبرى حاصل نيست * از نهانخانهء رندان خبرى مىجويم مسند و خرقه و سجّاده ثمربخش نشد * از گُلستان رُخ او ثمرى مىجويم ايمنى نيست در اين وادى ايمن ما را * من در اين وادى ايمن شجرى مىجويم ترك ميخانه و بُتخانه و مسجد كردم * در ره عشق رُخت رهگذرى مىجويم سفر از هيچ به سوى همه چيزم در پيش * لنگ‌لنگان روم و هم‌سفرى مىجويم گفته بودى كه ره عشق ، رهِ پُرخطرى است * عاشقم من كه ره پُرخطرى مىجويم اندر اين دير كُهن ريخته شد بال‌وپرم * بهر منزلگه خود بال‌وپرى مىجويم